تبلیغات
سالاد فصل - کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا!
با هم دقایقی با طراوت شویم زیر چتر فراموشی دنیا
سالاد فصل
یکشنبه 20 فروردین 1391 :: نویسنده : نگین

آخرین انسان دنیا تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!!

 

                               (نویسنده ی این داستان مشخص نیست!)      





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 05:39 ق.ظ
I was able to find good advice from your articles.
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:30 ب.ظ
My brother suggested I might like this website.
He was entirely right. This post truly made my day.
You cann't imagine simply how much time I had spent for this
information! Thanks!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:06 ق.ظ
When someone writes an piece of writing he/she maintains the plan of a user in his/her brain that how a user can be aware of it.

So that's why this piece of writing is great.

Thanks!
شنبه 14 مرداد 1396 04:43 ق.ظ
Greetings! Very useful advice within this post! It is the little changes which will make the
most important changes. Thanks for sharing!
سه شنبه 2 خرداد 1396 04:29 ب.ظ
I think the admin of this web site is genuinely working hard
in favor of his web site, as here every data is quality based material.
شنبه 30 اردیبهشت 1396 01:33 ق.ظ
We're a group of volunteers and opening
a new scheme in our community. Your website offered
us with valuable info to work on. You've done an impressive job and
our entire community will be grateful to you.
نگین Oh,thanks
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:12 ق.ظ
I really like reading through an article that can make
men and women think. Also, thanks for allowing for me to
comment!
دوشنبه 21 فروردین 1396 05:14 ق.ظ
It's a shame you don't have a donate button! I'd without a
doubt donate to this brilliant blog! I suppose for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to my Google account.
I look forward to brand new updates and will share this blog with my
Facebook group. Chat soon!
نگین احساس میکنم شما تمام وقتتان را صرف گشت و گذار در وبلاگ های مختلف می کنید. شما واقعا عجیب هستید!! گاهی فکر میکنم شما یک ربات هستید که مدام برای بلاگر‌های مختلف نظر می‌گذارد! در هر صورت باز هم از توجه شما سپاسگزارم.
دوشنبه 22 آذر 1395 08:15 ب.ظ
جذاب بود:)

داستان های کوتاه خیلی جذابن برام:)
نگین سپاس از حضورتون
دوشنبه 22 آذر 1395 12:18 ق.ظ
اگر اشتباه نکنم از ارنست همینگوی هست :)
نگین ممنون که گفتید چون خودم دقیق نمیدونستم!
چهارشنبه 30 فروردین 1391 10:54 ق.ظ
سلام خیلی با حال بود
پنجشنبه 24 فروردین 1391 12:57 ق.ظ
حکایت زندگی نکبت بار ما ..
حکایت گلد فیشی بود که آنقدر سرش به ریگ کف آکواریوم خورد..
که حافظه ی بلند مدتش فعال شد!

آنجا بود که فهمید، این تنگ.. چقدر تکراریست..

حکایت زندگی نکبت بار ما..
حکایت گلد فیشی بود که آنقدر زار زد.. تا بتواند در اشکهای خود زندگی کند ..!

حکایت زندگی نکبت بار ما..
حکایت نفهمی بود ..
حکایت یک عمر جستجو بود ..
در جستجوی هیچ بودن..
..هیچـــِ.. مطلق!

-----------------------------------

اینم آپ اختصاصی.
نگین آنجا بود که فهمید این تنگ..چقدر تکراریست..

انقدر زیباست که واقعا نمی دونم چی بگم!
چهارشنبه 23 فروردین 1391 02:57 ب.ظ
جالب بود
حالا کی پشت در بوده؟؟؟
نگین نمی دونم.
سه شنبه 22 فروردین 1391 12:39 ب.ظ
جالب بود.یعنی کی در زد؟
ممنون نگین جون.
نگین خواهش می کنم.
دوشنبه 21 فروردین 1391 11:41 ب.ظ
واقعا من در حیرت تبحر نویسنده ی این داستان موندم.
البته من خندم گرفت وقتی خوندم!!
نگین شاعر هم که هستین.
موندم.خوندم!!!
به هر حال شعر زیبایی بود.
دوشنبه 21 فروردین 1391 10:12 ب.ظ
یعنی کی میتونه باشه؟؟؟
نگین به خدا منم نمی دونم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


اینجا از حرف ها و دلتنگی ها و دردها و دغدغه های همه ی آنان که احساسشان را در جام لایتناهی واژگان می ریخته اند سرشار خواهید شد...

به نگارستان اندیشه های ناب خوش آمدید!

مدیر وبلاگ : نگین
نویسندگان
نظرسنجی
کتاب سه شنبه ها با موری را خوانده اید؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :